ترجمه "sole" به فارسی

تنها, کف پا, یگانه بهترین ترجمه های "sole" به فارسی هستند.

sole adjective verb noun دستور زبان

(dialectal or obsolete) A wooden band or yoke put around the neck of an ox or cow in the stall. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنها

    adverb

    It is to be shared solely and only with that one who is your companion forever.

    آن را بایستی تنها و فقط با کسی سهیم شوید که همسرِ ابدی شما است.

  • کف پا

    bottom part of the body part "foot"

    From the sole of the foot even to the head there is no sound spot in it.”

    از کف پا تا به سر در آن تندرستی نیست.»

  • یگانه

    noun proper

    She knew that the sole weapon against him was prayer, and she tried to pray.

    او میدانست که یگانه سلاح رفع این وسوسهها دعا بود و میکوشید تا دعا بخواند.

  • ترجمه های کمتر

    • شالوده
    • انحصاری
    • کف سم
    • تک
    • هملخت
    • زیره
    • (به ویژه زن) مجرد
    • (جانور شناسی) ماهی حلوا (انواع ماهی های پهن به ویژه تیره ی Soleidae)
    • (کفش یا جوراب و غیره) تخت انداختن
    • بی شوهر
    • تخت کفش
    • منحصر به فرد
    • کف جوراب
    • کف کفش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sole"

عباراتی شبیه به "sole" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه