ترجمه "soldierliness" به فارسی

دلیری, سربازی بهترین ترجمه های "soldierliness" به فارسی هستند.

soldierliness noun دستور زبان

The state or condition of being soldierly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلیری

  • سربازی

    He had a straight forward, sensible, soldierly face, with grey moustaches and whiskers.

    در مقابل خود صورت شجاع سربازی را دید که سبیل و ریش دو طرف چهرهاش سفید شده بود و نگاهی دراک داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soldierliness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "soldierliness" با ترجمه به فارسی

  • در خور سرباز · سرباز منشانه · سرباز وار · وابسته به سرباز خوب
  • در خور سرباز · سرباز منشانه · سرباز وار · وابسته به سرباز خوب
اضافه کردن

ترجمه های "soldierliness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه