ترجمه "solemnly" به فارسی
موقرانه, رسما, جدا بهترین ترجمه های "solemnly" به فارسی هستند.
solemnly
adverb
دستور زبان
In a solemn manner. [..]
-
موقرانه
We could go back, he said solemnly, but there was a teasing light in his eye.
لحنش موقرانه بود، اما برق شیطنت آمیزی در چشمهایش وجود داشت می تونیم برگردیم
-
رسما
adverbI solemnly swear that I am up to no good.
من رسما سوگند ميخورم که کار بدي انجام بدم.
-
جدا
adjectiveYou toldme so solemnly before I left
پیش از اینکه لیکرگس را ترک کنم، خودت جدا به من گفتی
-
ترجمه های کمتر
- با هیبت
- باایین وتشریفات
- سنگین :بسنگینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solemnly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن