ترجمه "solitude" به فارسی

تنهایی, خلوت, انزوا بهترین ترجمه های "solitude" به فارسی هستند.

solitude noun دستور زبان

Aloneness; state of being alone or solitary, by oneself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنهایی

    But now, in the solitude of the journey, they seized him with special force.

    فقط اینک، در تنهایی سفر، این افکار با قدرت بیشتر بر روی مستولی شده بود.

  • خلوت

    Perhaps the best passive method of all for creative thinking is solitude.

    شاید بهترین روش انفعالی برای رسیدن به اندیشه خلاق، خلوت و نهانی است.

  • انزوا

    noun

    The disease gained rapidly upon him now in his solitude.

    اکنون بیماری به سرعت در این انزوا بر او چنگ میانداخت.

  • ترجمه های کمتر

    • عزلت
    • خلوتگاه
    • تک زیستی
    • جای خلوت
    • جای دور افتاده
    • کنج خلوت
    • گوشه نشینی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "solitude" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "solitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه