ترجمه "solstice" به فارسی
انقلاب تابستانی, انقلاب, انقلابین بهترین ترجمه های "solstice" به فارسی هستند.
solstice
noun
دستور زبان
One of the two points in the ecliptic at which the sun is furthest from the celestial equator. This corresponds to one of two days in the year when the day is either longest or shortest. [..]
-
انقلاب تابستانی
annual event
-
انقلاب
nounAt that period of the solstice, the light of full noonday is, so to speak, poignant.
در این لحظه انقلاب شمسی، روشنایی هنگام ظهر، به اصطلاح بیاندازه مؤثر است.
-
انقلابین
That's measured in the winter solstice.
این اندازه گیری طبق انقلابین زمستانی است.
-
ترجمه های کمتر
- درازگان
- گشتن
- (جمع) انقلابین
- (نجوم)
- رجوع شود به summer solstice
- رجوع شود به winter solstice
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solstice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "solstice"
عباراتی شبیه به "solstice" با ترجمه به فارسی
-
انقلاب زمستانی · خوریست زمستانی · کوته روز
-
انقلاب تابستانی · خوریست تابستانی · دراز روز · نیمه تابستان · چله تابستان
-
انقلاب زمستانی · خوریست زمستانی · کوته روز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن