ترجمه "soluble" به فارسی
حلشدنی, واگشاپذیر, (در آبگونه) حل شدنی بهترین ترجمه های "soluble" به فارسی هستند.
soluble
adjective
دستور زبان
Able to be dissolved. [..]
-
حلشدنی
able to be solved or explained [..]
-
واگشاپذیر
-
(در آبگونه) حل شدنی
-
ترجمه های کمتر
- (ریاضی و غیره) مسئله ی حل شدنی
- بژنگ پذیر
- حل شدني
- قابل حل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soluble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soluble" با ترجمه به فارسی
-
آبگشا · حل شدنی در آب
-
انحلالپذیری · حل پذیری · قابلیت حل · محلولی · واگشاپذیری
-
جدول انحلال پذیری
-
(قابل حل در روغن ها یا چربی ها یا مواد محلل چربی ها) گشودپذیر در روغن
-
رجوع شود به water glass
اضافه کردن مثال
اضافه کردن