ترجمه "solute" به فارسی
واگشاده, پراکاویده, (ماده ای که در آبگونه حل شده است) حل شده بهترین ترجمه های "solute" به فارسی هستند.
solute
adjective
verb
noun
دستور زبان
Loose; free; liberal [..]
-
واگشاده
-
پراکاویده
-
(ماده ای که در آبگونه حل شده است) حل شده
-
صحافی نشده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "solute" با ترجمه به فارسی
-
طلا
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
محلول بافر
-
آنتالپی انحلال
-
(دارو سازی) داروی محلول · (مسئله و غیره) حل · (پزشکی) بحران بیماری · (پزشکی) پایان بیماری · Solution · اوج بیماری · جواب · حل · حل شدگی · حلال · راه حل · روش حل کردن · شولش · محلول · نتیجه · واگشاد · واگشادگی · پراکاو · پژنگ · چاره · چارهسازی
-
(ریاضی) مجموعه ی جواب ها · پژنگ افزونه
-
درجه شوری · سرم نرمال سالین · شور · محلول نمک
-
طراحی راه حل کسب و کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن