ترجمه "solution" به فارسی

راه حل, حل, چاره بهترین ترجمه های "solution" به فارسی هستند.

solution noun دستور زبان

A homogeneous mixture, which may be liquid, gas or solid, formed by dissolving one or more substances. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راه حل

    answer to a problem (mathematics)

    They believe that any choice of mankind, there are two possible solutions.

    آنها باور دارند که براي هر انتخاب مردم ، دو راه حل هاي ممکن وجود دارد.

  • حل

    noun

    They believe that any choice of mankind, there are two possible solutions.

    آنها باور دارند که براي هر انتخاب مردم ، دو راه حل هاي ممکن وجود دارد.

  • چاره

    An act, plan or other means, used or proposed, to solve a problem.

    but we can't do with other nobles. it's not fundamental solution

    اما با اشراف ديگه نمي تونيم اين کار رو بکنيماين يه چاره ي اساسي نيست

  • ترجمه های کمتر

    • محلول
    • شولش
    • چارهسازی
    • جواب
    • نتیجه
    • حلال
    • Solution
    • پژنگ
    • واگشاد
    • واگشادگی
    • پراکاو
    • (دارو سازی) داروی محلول
    • (مسئله و غیره) حل
    • (پزشکی) بحران بیماری
    • (پزشکی) پایان بیماری
    • اوج بیماری
    • حل شدگی
    • روش حل کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " solution " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Solution
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جواب

    noun

    Then, just forget about it until the solution appears.

    بعد موضوع را فراموش کـنید تـا جواب را به دست آورید.

  • راه حل

    They believe that any choice of mankind, there are two possible solutions.

    آنها باور دارند که براي هر انتخاب مردم ، دو راه حل هاي ممکن وجود دارد.

عباراتی شبیه به "solution" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "solution" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه