ترجمه "somber" به فارسی

محزون, تاريك, تیره بهترین ترجمه های "somber" به فارسی هستند.

somber adjective verb دستور زبان

Dark or dreary in character; joyless, and grim. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محزون

    adjective

    It was a very somber gathering of the reporters

    این بازگشتی محزون از خبرنگارانی بود که در طی جنگ

  • تاريك

  • تیره

    noun

    For a moment her somber, tired eyes met Christophe's.

    فروغ چشمان تیره و پر ملالش یک دم بر چشمان کریستف فرود آمد.

  • ترجمه های کمتر

    • تاریک
    • غمزده
    • موقر
    • بزرگوار
    • دلگیر
    • غمگین
    • با وقار
    • تاسف انگیز
    • تیره و تاریک
    • دلتنگ کننده
    • سنگین و رنگین
    • غم انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " somber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "somber" با ترجمه به فارسی

  • افسردگی · تاریکی · دشواری وضع · دل تنگی
اضافه کردن

ترجمه های "somber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه