ترجمه "somebody" به فارسی
کسی, یکی, شخصی بهترین ترجمه های "somebody" به فارسی هستند.
somebody
noun
pronoun
دستور زبان
Some unspecified person. [..]
-
کسی
pronounsome unspecified person
Don't dig a pit for somebody to fall into, or you will end up in it yourself.
چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی.
-
یکی
pronoun nounThat was somebody else's whoop, or else I was turned around.
یا این صدا صدای یکی دیگر بود یا اینکه من وارونه شده بودم.
-
شخصی
nounIt's because there's somebody there called foreign aid, who contributes for it.
چون شخصی بنام " کمک های خارجی" وجود دارد که تامین این اضافه را تقبل کرده است.
-
ترجمه های کمتر
- یک کسی
- شَخص
- آدم حسابی
- شخص مهم
- یک شخص
- یک شخصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " somebody " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "somebody" با ترجمه به فارسی
-
با كسي خوابيدن
-
قطع کردن (حرف، سخن و...) کسی
-
عصبانی کردن
-
از کسی نا امید دشن · با کسی مشکل داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن