ترجمه "somersault" به فارسی
پشتک, معلق, وارو بهترین ترجمه های "somersault" به فارسی هستند.
somersault
verb
noun
دستور زبان
In gymnastics, an act where the gymnast goes head over heels [..]
-
پشتک
nounRemember to take off your shoes, and no somersaults.
یادت باشه که کفشاتو در بیاری ، پشتک زدن هم ممنوعه.
-
معلق
nounHe did a backward somersault, He was eating dirt now.
سپس از پشت معلق زد و بعد روی صورت فرود آمد.
-
وارو
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه عقیده یا روش) تغییر ناگهانی و شدید
- معلق زدن
- وارو زدن
- واروگری هم (somerset می گویند)
- پشتک زدن
- کله معلق
- کله معلق زدن (در آب یا خشکی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " somersault " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "somersault"
عباراتی شبیه به "somersault" با ترجمه به فارسی
-
معلق · پشتک
-
معلق · پشتک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن