ترجمه "sometimes" به فارسی

گاهی, بعضی وقتها, بعضیوقتها بهترین ترجمه های "sometimes" به فارسی هستند.

sometimes adjective adverb دستور زبان

On certain occasions, or in certain circumstances, but not always. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاهی

    adverb

    on certain occasions, but not always [..]

    His hastiness sometimes messes things up.

    عجول بودن او گاهی سبب خراب کردن کارها می شود.

  • بعضی وقتها

    adverb

    on certain occasions, but not always

    My ears sometimes ring.

    گوشم بعضی وقتها زنگ می زنه.

  • بعضیوقتها

    on certain occasions, but not always

    Honestly, Dane, sometimes youre so archaic I embarrassed!

    حقا که دین، بعضیوقتها حرفها میزنی که توی قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشود.

  • ترجمه های کمتر

    • گاه، پاری وقتا، برخی اوقات
    • گهگاه
    • (مهجور) سابقا
    • برخی اوقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sometimes " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sometimes" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sometimes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه