ترجمه "sometime" به فارسی
مدتی, زمانی, روزی بهترین ترجمه های "sometime" به فارسی هستند.
sometime
adjective
adverb
دستور زبان
(US) At an unstated or indefinite time in the future [..]
-
مدتی
So I thought maybe we could have some dinner sometime?
بنابراین من فکر کردم شاید ما می تواند برخی از شام مدتی دارند ؟
-
زمانی
adjectiveShe did this sometimes when she was trying to keep something from me.
او زمانی این کار را میکرد که سعی داشت چیزی را از من مخفی کند.
-
روزی
nounI wouldnt mind pulling some of it myself sometime.
بدم نماید به روزی خودم این کلکو یه جائی سوار کنم.
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) رجوع شود به sometimes
- چند روزی
- چند صباحی
- یک وقتی
- یک چند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sometime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sometime" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) سابقا · برخی اوقات · بعضی وقتها · بعضیوقتها · گاه، پاری وقتا، برخی اوقات · گاهی · گهگاه
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
(مهجور) سابقا · برخی اوقات · بعضی وقتها · بعضیوقتها · گاه، پاری وقتا، برخی اوقات · گاهی · گهگاه
-
(مهجور) سابقا · برخی اوقات · بعضی وقتها · بعضیوقتها · گاه، پاری وقتا، برخی اوقات · گاهی · گهگاه
-
(مهجور) سابقا · برخی اوقات · بعضی وقتها · بعضیوقتها · گاه، پاری وقتا، برخی اوقات · گاهی · گهگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن