ترجمه "somewheres" به فارسی

درمکانی, دریک محلی, یک جایی بهترین ترجمه های "somewheres" به فارسی هستند.

somewheres adjective noun adverb دستور زبان

Somewhere, in some place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمکانی

    He lay somewhere between where most living things spend a good deal of time when they are hurt badly

    او درمکانی بود که موجودات زنده موقعی که به سختی مجروح میشوند میروند

  • دریک محلی

  • یک جایی

    It had to come from somewhere.

    بالاخره باید از یک جایی می آمد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " somewheres " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "somewheres" با ترجمه به فارسی

  • (با: about یا around یا between و غیره) زمانی · تقریبا · جایی · حدودا (محلی : somewheres) · در محلی · درمکانی · دریک محلی · دورانی · محلی · وقتی · یه جایی · یک جایی
اضافه کردن

ترجمه های "somewheres" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه