ترجمه "soon" به فارسی

زود, بزودی, بلافاصله بهترین ترجمه های "soon" به فارسی هستند.

soon adjective adverb دستور زبان

Occurring within a short time, or quickly [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زود

    adverb

    within a short time

    In spite of the language difficulty, we soon became friends.

    علیرغم دشواری زبان، خیلی زود با هم دوست شدیم.

  • بزودی

    adverb

    within a short time

    I hope to see you again soon!

    امید وارم بزودی دوباره ببینمت.

  • بلافاصله

    adverb

    So a newspaper becomes out of date as soon as it's printed.

    خُب یه روزنامه بلافاصله بعد از انتشار تاریخ گذشته میشه.

  • ترجمه های کمتر

    • فورا
    • زودا، زودا که
    • عنقریب
    • فوری
    • به زودی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Soon
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برفور، بزودی ؛ فوراً. علی الفور. در حال

تصاویر با "soon"

عباراتی شبیه به "soon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "soon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه