ترجمه "soothe" به فارسی
آرام کردن, تسکین دادن, دلجویی کردن بهترین ترجمه های "soothe" به فارسی هستند.
soothe
verb
دستور زبان
(transitive) To ease or relieve pain or suffering. [..]
-
آرام کردن
verbIt was under his hand, and I soothed him to let me move his hand away.
مقداری او را تسلی دادم و آرام کردم تا اجازه داد دستش را کنار بزنم.
-
تسکین دادن
verb -
دلجویی کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- نوازش کردن
- (با چاپلوسی یا چرب زبانی و غیره) استمالت کردن
- (درد و غیره) تسکین دادن
- تسلیت گفتن
- دل به دست آوردن
- دلداری دادن
- فرو نشاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soothe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "soothe" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) · آرام بخش · راست · راستگو · راستی · راستین · واقعی · واقعیت
-
آرام کننده · آرامش بخش · ارامش بخش · ارامی بخش · تسلیت · تسکین · دارای اثر تسکین دهنده
-
بواقع، در واقع، در حقیقت
-
آرام کننده · آرامش بخش · ارامش بخش · ارامی بخش · تسلیت · تسکین · دارای اثر تسکین دهنده
-
آرام کننده · آرامش بخش · ارامش بخش · ارامی بخش · تسلیت · تسکین · دارای اثر تسکین دهنده
-
آرام کننده · آرامش بخش · ارامش بخش · ارامی بخش · تسلیت · تسکین · دارای اثر تسکین دهنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن