ترجمه "southing" به فارسی
جهت جنوبی, فاصله ی طی شده به سوی جنوب (توسط کشتی) بهترین ترجمه های "southing" به فارسی هستند.
southing
noun
دستور زبان
(nautical) A distance traveled southward. [..]
-
جهت جنوبی
-
فاصله ی طی شده به سوی جنوب (توسط کشتی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " southing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "southing" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا S بزرگ) جنوب هر کشور یا ناحیه · از جنوب · جنوب · جنوبی · رو به جنوب · نیمروز · نیمروز S( -2 بزرگ) نیمکره ی جنوبی (به ویژه جنوبگان یا قطب جنوب) · وابسته به جنوب
-
جنوب آسیا
-
جمهوري دموكراتيك ويتنام · جمهوري سوسياليست ويتنام · جمهوري ويتنام · ويتنام جنوبي · ويتنام شمالي · ویتنام
-
شهر ساوت بند (ایالت ایندیانا - آمریکا)
-
آسیای جنوبی · جنوب آسیا
-
حزب کارگران کره جنوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن