ترجمه "sown" به فارسی
قسمت سوم sow ترجمه "sown" به فارسی است.
sown
adjective
verb
Past participle of sow [..]
-
قسمت سوم sow
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sown" با ترجمه به فارسی
-
علفزارها · علفزارهاي دائمي · علفزارهاي زير كشت · علفزارهاي طبيعي
-
(تخم گیاه) خودافشانده (توسط باد یا آب ولی نه توسط انسان)
-
چراگاههای بذرکاریشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن