ترجمه "sows" به فارسی
مادهخوکها, خوكهاي ماده بهترین ترجمه های "sows" به فارسی هستند.
sows
verb
noun
Plural form of sow. [..]
-
مادهخوکها
-
خوكهاي ماده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sows " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sows" با ترجمه به فارسی
-
بذرافشاني ديررس · زمان بذرافشانی
-
عمق بذر · عمق بذرافشانی
-
بیانیه کار
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
شرح کار یا صورت وضعیت
-
بذر · بذرافشانی · بذركاري · تخم کاری · جايگزيني بذر · كاشت بذر · کشت وکار
-
افشاندن
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن