ترجمه "spacing" به فارسی

فاصله, فاصلهگذاری, سرفاصله بهترین ترجمه های "spacing" به فارسی هستند.

spacing adjective noun verb دستور زبان

Present participle of space. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    A space like a street was left between each two lines of troops.

    واحدها به پهنای یک خیابان از یکدیگر فاصله داشتند.

  • فاصلهگذاری

    Try to simulate Write 's linespacing by adding some spaces before each paragraph

    سعی در شبیه‌سازی فاصله‌گذاری خطوط با افزودن فواصلی قبل از هر بند

  • سرفاصله

  • ترجمه های کمتر

    • تراکم کاشت
    • سطر بندی
    • صفحه چینی
    • فاصله بذرافشاني
    • فاصله بندی
    • فاصله ردیف کاشت
    • فاصله کاشت
    • فاصله گذاری
    • فاصله ی میان واژه ها یا حروف یا سطرها
    • كاشت با تراكم بالا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spacing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spacing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spacing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه