ترجمه "spaghetti" به فارسی

اسپاگتی, اسپاگتي, رشتهجات بهترین ترجمه های "spaghetti" به فارسی هستند.

spaghetti verb noun دستور زبان

A type of pasta made in the shape of long thin strings. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپاگتی

    noun

    pasta [..]

    We don't have to hoard cans of spaghetti or go down into the basement.

    لازم نیست کنسروهای اسپاگتی را ذخیره کرده یا به زیرزمین پناه ببریم.

  • اسپاگتي

    Si, so you must know a little something about spaghetti sauce!

    پس بايد يه چيزايي در مورد سس اسپاگتي بدوني!

  • رشتهجات

  • ترجمه های کمتر

    • رشتهفرنگيها
    • ماكاروني
    • نیرشته
    • (برق) روکش سیم
    • خوراک رشته فرنگی
    • رشته فرنگی
    • سیم پوش
    • عایق سیم
    • ماکارونی ایتالیایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spaghetti " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spaghetti"

عباراتی شبیه به "spaghetti" با ترجمه به فارسی

  • هیولای اسپاگتی پرنده
  • (گیاه شناسی) کدوی اسپاگتی (Cucurbita pepo که پس از پخته شدن رشته رشته می شود)
  • (جامه ی زنانه) دو بند نازک که روی شانه قرار می گیرند و پیراهن را نگه میدارند · (پیراهن رکابی) رکاب نازک · رکاب
  • (آمریکا - خودمانی) فیلم کابویی یا وسترن ایتالیایی · وسترن اسپاگتی
  • هیولای اسپاگتی پرنده
اضافه کردن

ترجمه های "spaghetti" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه