ترجمه "spades" به فارسی

پیک (ورق) ترجمه "spades" به فارسی است.

spades verb noun دستور زبان

Plural of spade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیک (ورق)

    suit

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spades " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spades"

عباراتی شبیه به "spades" با ترجمه به فارسی

  • (بابیل) کندن · (توپ جنگی و غیره) پایه ی توپ (که در عقب آن قراردارد و در زمین فرو می رود و از پس زدن شدید توپ هنگام شلیک جلوگیری می کند) · (خودمانی - توهین آمیز) سیاهپوست · (ورق بازی) پیک · bil · بیل · بیل (shovel هم می گویند) · بیل زدن · بیلچه · خاک انداز · دل سیاه · راگون · قنداق خمپاره · مهار توپ · هر وسیله ی بیل مانند · پایه ی خمپاره · پیک · کاکا سیاه · کج بیل
  • (در بازی با ورق) فرجه · آوانس
  • بقدر یک بیل
  • به وفور، بی كم و كاست
اضافه کردن

ترجمه های "spades" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه