ترجمه "spank" به فارسی
سیلی, ضربت, زدن بهترین ترجمه های "spank" به فارسی هستند.
spank
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To beat, smack or slap a person's buttocks, with the bare hand or other object, as punishment, gesture or form of sexual interaction. [..]
-
سیلی
nounA climber like you gets caught with something like this, he's gonna get spanked.
یه جاه طلب مث تو اگه با همچین چیزی گیر بیفته حتما چند تا سیلی میخوره
-
ضربت
noun -
زدن
verbspanking a child turns him into a little snot
زدن بچه باعث ميشه که اون يک ترسوي بي مصرف باشه
-
ترجمه های کمتر
- (با سرعت یا زرنگی) پیش رفتن
- (با چیز پهن یا کف دست) در کونی زدن
- (با کف دست) ضربه به خشتک شلوار
- حرکت کردن
- در کونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spank"
عباراتی شبیه به "spank" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) عالی · (عامیانه) کاملا · (نسیم) تند · ابر روال · بزرگ · تند · تندرو · تیزپا · خارق العاده · خوش · خوشحال · در کونی · زدن · سریع · سریع السیر · سیلی · شاد · صد در صد · ضربت · پر نیرو · چند در کونی (برای تنبیه)
-
(عامیانه) عالی · (عامیانه) کاملا · (نسیم) تند · ابر روال · بزرگ · تند · تندرو · تیزپا · خارق العاده · خوش · خوشحال · در کونی · زدن · سریع · سریع السیر · سیلی · شاد · صد در صد · ضربت · پر نیرو · چند در کونی (برای تنبیه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن