ترجمه "spar" به فارسی

مشاجره, دکل, تیر بهترین ترجمه های "spar" به فارسی هستند.

spar verb noun دستور زبان

(obsolete or dialectal) to bolt, bar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشاجره

    noun
  • دکل

    pole of wood, metal or lightweight materials used in the rigging of a sailing vessel to carry or support its sail

    Every plank, every rail, every spar, all at once, began to creak.

    تمام دکل ها و چوب هاي کشتي شروع به جير جير کردند

  • تیر

    noun proper

    as a broken spar is suffered to float away disregarded after a naval victory.

    درست مثل تیر شکسته کشتی که پس از پیروزی در نبردی دریایی بی توجه به حوادث پیرامونش بر آب شناور و دور و دورتر میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • دیرک
    • ستون، چارستون بدن، کنایه از دو دست و دو پا
    • شراع
    • بحث
    • دکلچه
    • (بال هواپیما) تیر دار کردن
    • (خروس جنگی) با پا و چنگال و مهمیز مخصوص جنگیدن
    • (در مسابقات مشت زنی نمایشی یا در تمرین ها) جا خالی دادن و روی این پا و آن پا جهیدن و گاهی ضربه وارد کردن
    • (زن) عضو پاسداران ساحلی آمریکا - (هر نوع کانی براق و بلورین و غیر فلزی که به آسانی متورق یا تراشه می شود) اسپار
    • (هواپیما و غیره) هر یک از تیرهای فلزی که بال ها را نگه می دارند
    • (کشتی بادبانی) دکل
    • دکل دار کردن
    • چانه زدن
    • چانه زنی
    • چک و چانه زدن
    • یکی به دو کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spar" با ترجمه به فارسی

  • یخ سنگ
  • عرشه ی اصلی · عرشه ی فوقانی کشتی
  • بویه ی استوانه شکل
  • کسی که مشت باز با او تمرین مشت بازی می کند
  • رجوع شود به fluorspar( fluorite هم می نویسند)
  • رجوع شود به barite
  • قرقی
  • (سنگ شناسی) اسپار ایسلندی (کلسیت فرانما و بی رنگ که در ساختن عدسی و منشور به کار می رود)
اضافه کردن

ترجمه های "spar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه