ترجمه "spare" به فارسی
یدکی, اضافه, زاپاس بهترین ترجمه های "spare" به فارسی هستند.
spare
adjective
verb
noun
دستور زبان
scanty; not abundant or plentiful. [..]
-
یدکی
adjectiveheld in reserve
Then a spare set for each man, making a hundred.
بعد یک دست هم لباس یدکی، تعداد آنها را به صدتامیرساند.
-
اضافه
adjectivebeing over and above what is necessary
I enjoyed it, but now I feel like a spare part.
ازش لذت ميبردم ، اما الان حس ميکنم که اضافه ام.
-
زاپاس
nounheld in reserve
We might be able to spare some extra bike parts.
شايد بتونيم يکم قطعه زاپاس براي موتور بهتون بديم
-
ترجمه های کمتر
- یدک
- مضایقه کردن
- اضافی
- کم
- بخشیدن
- دادن
- لاغر
- نکردن
- ناچیز
- مازاد
- فروگذاشتن
- حشو
- اندوختن
- زیادتی
- زائد
- زیاده
- کوچک
- (وقت) آزاد 0
- ارزانی داشتن
- اضافه داشتن
- اعطا کردن
- باز ایستادن
- بلاتکلیف گذاشتن
- تحمیل نکردن
- خودداری کردن
- دریغ داشتن
- راحت کردن
- رجوع شود به spare part
- زیادی داشتن
- صرفه جویی کردن
- عفو کردن
- غفلت کردن
- فرو گذار کردن
- قصور کردن
- مستثنی کردن
- معاف کردن
- معطل گذاشتن
- کشیده اندام 1
- کنار گذاشتن
- کوتاهی کردن
- گذشت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spare" با ترجمه به فارسی
-
زاپاس (چرخ)
-
اوقات فراغت
-
بخشاینده (رجوع شود به spare) · صرفه جو · مختصر · مقتصد · ناچیز · کم · کم مایه
-
مشغولیت · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی
-
کار در ساعات فراغت
-
ساعات فراغت، اوقات آزادی، وقت آزاد
-
از هیچ تلاش یا هزینه ای فروگذار نکردن · سنگ تمام گذاشتن · کم نگذاشتن
-
آستین اوزمن اسپیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن