ترجمه "spareness" به فارسی
لاغری, پراکندگی, کمی بهترین ترجمه های "spareness" به فارسی هستند.
spareness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being spare. [..]
-
لاغری
His father was a spare old man
پدرش مرد پیر لاغری بود
-
پراکندگی
noun -
کمی
nounOne moment surely might be spared;
میشد کمی برای این کار وقت صرف کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spareness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spareness" با ترجمه به فارسی
-
(وقت) آزاد 0 · ارزانی داشتن · اضافه · اضافه داشتن · اضافی · اعطا کردن · اندوختن · باز ایستادن · بخشیدن · بلاتکلیف گذاشتن · تحمیل نکردن · حشو · خودداری کردن · دادن · دریغ داشتن · راحت کردن · رجوع شود به spare part · زائد · زاپاس · زیادتی · زیاده · زیادی داشتن · صرفه جویی کردن · عفو کردن · غفلت کردن · فرو گذار کردن · فروگذاشتن · قصور کردن · لاغر · مازاد · مستثنی کردن · مضایقه کردن · معاف کردن · معطل گذاشتن · ناچیز · نکردن · کشیده اندام 1 · کم · کنار گذاشتن · کوتاهی کردن · کوچک · گذشت کردن · یدک · یدکی
-
زاپاس (چرخ)
-
اوقات فراغت
-
بخشاینده (رجوع شود به spare) · صرفه جو · مختصر · مقتصد · ناچیز · کم · کم مایه
-
مشغولیت · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی
-
کار در ساعات فراغت
-
ساعات فراغت، اوقات آزادی، وقت آزاد
-
از هیچ تلاش یا هزینه ای فروگذار نکردن · سنگ تمام گذاشتن · کم نگذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن