ترجمه "sparse" به فارسی

پراکنده, تنک, کم پشت بهترین ترجمه های "sparse" به فارسی هستند.

sparse adjective verb دستور زبان

Having widely spaced intervals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پراکنده

    adjective

    The commerce in his region is sparse.

    تجارت در منطقه اونا بسيار پراکنده ست.

  • تنک

    adjective

    A few jetty hairs hung sparsely from his upper lip

    از روی لب بالاییاش چند خال موی تنک بیرون زده بود

  • کم پشت

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • نامتراکم
    • تک و توک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sparse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sparse" با ترجمه به فارسی

  • تنک بودن · تنکی · پراکندگی · کم پشتی
  • ماتریس خلوت
  • تنک بودن · تنکی · پراکندگی · کم پشتی
اضافه کردن

ترجمه های "sparse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه