ترجمه "spasm" به فارسی
تشنج, شنجه, تنجش بهترین ترجمه های "spasm" به فارسی هستند.
spasm
verb
noun
دستور زبان
A sudden, involuntary contraction of a muscle, a group of muscles, or a hollow organ. [..]
-
تشنج
nounThe calf of Tracy's right leg began to ache, then went into spasm.
پای چپ تریسی شروع به درد کردن نمود و لحظاتی بعد درد آن به تشنج تبدیل شد.
-
شنجه
-
تنجش
involuntary contraction of a muscle, organ or orifice
-
ترجمه های کمتر
- اسپاسم
- دردشکم
- محدودکننده
- حمله
- ترنجش
- ترنجیدگی
- قولنج
- گهتازی
- انقباض عضلانی
- فعالیت شدید و ناگهانی
- گرفتگی عضلات
- گرفتگی عضله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spasm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spasm" با ترجمه به فارسی
-
اسپاسمها · فلج ناقص اسپاستیک · گرفتگی عضلانی
-
دردشکم · محدودکننده · گرفتگی عضلات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن