ترجمه "spasmodic" به فارسی
تشنجی, نامنظم, اسپاسمی بهترین ترجمه های "spasmodic" به فارسی هستند.
spasmodic
adjective
دستور زبان
Of or relating to a spasm; resembling a sudden contraction of the muscles. [..]
-
تشنجی
-
نامنظم
Shorter study periods on a regular basis are better than longer periods held spasmodically.
مطالعات مستمر و کوتاهمدت بهتر از مطالعات طولانی و نامنظم است.
-
اسپاسمی
-
ترجمه های کمتر
- ترنجشی
- قولنجی
- گهتاز
- گهگیر
- (نادر) احساساتی (spasmodical هم می گویند)
- حمله ای
- شنجه ای
- هوس پرست
- وابسته به یا همانند گرفتگی ناگهانی عضله یا قولنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spasmodic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spasmodic" با ترجمه به فارسی
-
ترک اسب · خناق · مقعد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن