ترجمه "spathe" به فارسی
(گیاه شناسی) چمچه ترجمه "spathe" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: The stem has (scarious) membranous, (or translucent) spathes (leaves of the flower bud). ↔ تاقنمای میانی دارای تاق جناغی و تاقنماهای طرفین دارای گنبد کوچکی میباشند.
spathe
noun
دستور زبان
(botany) A large bract that envelops or subtends a whole inflorescence, typically a spadix. [..]
-
(گیاه شناسی) چمچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spathe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "spathe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
The stem has (scarious) membranous, (or translucent) spathes (leaves of the flower bud).
تاقنمای میانی دارای تاق جناغی و تاقنماهای طرفین دارای گنبد کوچکی میباشند.
Their single succulent spathes ranged from shades of mottled black to blood red and glistening orange.
گلهای تک تک و شاداب آنها از روی سایهها، از لکههای سیاه تا قرمز به رنگ خون و نارنجی درخشان مرتب شده بودند
It has a green and acuminate (tapering to a long point) shaped spathes, (leaves of the flower bud).
درعلی سرسبز است و دارای چشمه آبی گواراست که سر ریز آن به جمع آبرود میریزد.
These have larger spathes than either of the parents.
نتیجه آن میشود که شیببرها سریعتر از هر یک از والدینشان بزرگ میشوند.