ترجمه "specie" به فارسی
پول, نقد, سکه بهترین ترجمه های "specie" به فارسی هستند.
specie
noun
دستور زبان
Type or kind, in various uses of the phrase in specie. [..]
-
پول
noun -
نقد
noun -
سکه
nounas because you just now made it a species of reproach that I had no brass' and no house.
بلکه بیشتر از این جهت که حتی حالا هم مرا مستحق سرزنش دانستی که سکه و خانه ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- مسکوکات
- ضرب سکه
- پول فلزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "specie" با ترجمه به فارسی
-
ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژنتيكي در گونه(ها) · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی
-
(رده بندی زیست شناسی) گونه · (فیزیک) رجوع شود به nuclide · (منطق) صورت حسیه · (مهجور) رجوع شود به specie · (مهجور) ظاهر · انواع · بشر · جنس · جور · رده · شکل خارجی · صورت محسوس · قسم · نما · نوع · گونه · گونه(ها)
-
گونه منقرض شده، گونه از میان رفته، گونه خاموش
-
انقراض گونه · انقراض گونه(ها)
-
تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي · تفاوتهای زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن