ترجمه "specially" به فارسی
مخصوصا, بخصوص, به منظور بخصوص بهترین ترجمه های "specially" به فارسی هستند.
specially
adverb
دستور زبان
In a special manner. [..]
-
مخصوصا
Its Talbots, specially geared for heavy work, carried two ten pounders with British gunners.
مخصوصا برای کارهای سنگین ساخته شده بودند و هر یک دارای توپچیهای انگلیسی بودند.
-
بخصوص
Permit me to share some womanly wisdom with you on this very special day.
بذار يه نصيحت زنانه بهت بکنم اونم تو اين روز بخصوص.
-
به منظور بخصوص
-
ترجمه های کمتر
- به هدف ویژه
- به ویژه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specially " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "specially" با ترجمه به فارسی
-
تخصص گرایی · ویژه کار گرایی · ویژه کاری
-
(انگلیس) رجوع شود به specialty · اختصاص · تخصص · حرفه · دست قوی · رشته اختصاصی · شغل · ویژه کاری · ویژگی · کالای ویژه
-
(زیست شناسی) ویژش کردن · اختصاص دادن · تخصص داشتن · تخصص پیدا کردن · رجوع شود به specify · مختص کردن · مخصوص کردن · ویژه کار شدن · ویژه کاری کردن · ویژه کردن · ویژه گری کردن
-
رجوع شود به SDRs
-
علل خاص
-
دادگاه ویژه روحانیت
-
استثنایی · بخصوص · تک · خاص · شخصی · فردی · مختص به · مخصوص · مخصوصا · منحصر (به فرد) · منفرد · ویژه · چاپ ویژه · چیز خاص · کالای ویژه · یدکی
-
غذای ارزان در برخی رستورانها (که سابقا در بشقاب آبی سرو می کردند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن