ترجمه "speciality" به فارسی

تخصص, ویژگی, اختصاص بهترین ترجمه های "speciality" به فارسی هستند.

speciality noun دستور زبان

(UK) That in which one specialises; a chosen expertise or talent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصص

    noun

    Rare books are my speciality particularly books regarding the occult.

    کتابهای کمیاب تخصص من است به خصوص کتابهایی که به جادو مربوط باشند.

  • ویژگی

    noun

    rather special in that Mrs. Elsie Speers was not recompensing herself for a defeat of her own.

    با وجود خیره بودن در این ویژگی برخلاف بقیه در صدد جبران نامرادیهای خود در زندگی دخترش نبود.

  • اختصاص

    noun

    in which he dedicated a special paragraph to each one.

    همچنین برای هر موضوعی یک پاراگراف جداگانهیی اختصاص داده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شغل
    • حرفه
    • (انگلیس) رجوع شود به specialty
    • دست قوی
    • رشته اختصاصی
    • ویژه کاری
    • کالای ویژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speciality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "speciality" با ترجمه به فارسی

  • تخصص گرایی · ویژه کار گرایی · ویژه کاری
  • (زیست شناسی) ویژش کردن · اختصاص دادن · تخصص داشتن · تخصص پیدا کردن · رجوع شود به specify · مختص کردن · مخصوص کردن · ویژه کار شدن · ویژه کاری کردن · ویژه کردن · ویژه گری کردن
  • رجوع شود به SDRs
  • علل خاص
  • دادگاه ویژه روحانیت
  • استثنایی · بخصوص · تک · خاص · شخصی · فردی · مختص به · مخصوص · مخصوصا · منحصر (به فرد) · منفرد · ویژه · چاپ ویژه · چیز خاص · کالای ویژه · یدکی
  • غذای ارزان در برخی رستورانها (که سابقا در بشقاب آبی سرو می کردند)
  • منطقه ویژه اداری
اضافه کردن

ترجمه های "speciality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه