ترجمه "specialism" به فارسی

تخصص گرایی, ویژه کار گرایی, ویژه کاری بهترین ترجمه های "specialism" به فارسی هستند.

specialism noun دستور زبان

(countable) speciality [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصص گرایی

  • ویژه کار گرایی

  • ویژه کاری

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " specialism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Specialism
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصص کاری

عباراتی شبیه به "specialism" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) رجوع شود به specialty · اختصاص · تخصص · حرفه · دست قوی · رشته اختصاصی · شغل · ویژه کاری · ویژگی · کالای ویژه
  • (زیست شناسی) ویژش کردن · اختصاص دادن · تخصص داشتن · تخصص پیدا کردن · رجوع شود به specify · مختص کردن · مخصوص کردن · ویژه کار شدن · ویژه کاری کردن · ویژه کردن · ویژه گری کردن
  • رجوع شود به SDRs
  • علل خاص
  • دادگاه ویژه روحانیت
  • استثنایی · بخصوص · تک · خاص · شخصی · فردی · مختص به · مخصوص · مخصوصا · منحصر (به فرد) · منفرد · ویژه · چاپ ویژه · چیز خاص · کالای ویژه · یدکی
  • غذای ارزان در برخی رستورانها (که سابقا در بشقاب آبی سرو می کردند)
  • منطقه ویژه اداری
اضافه کردن

ترجمه های "specialism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه