ترجمه "special" به فارسی

خاص, ویژه, مخصوص بهترین ترجمه های "special" به فارسی هستند.

special adjective verb noun دستور زبان

Distinguished by a unique or unusual quality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاص

    adjective

    distinguished by a unique or unusual quality

    That beverage was already known to the French and had been given a special name.

    فرانسویان دیگر با این مشروب آشنا شده و نام خاص به آن داده بودند.

  • ویژه

    adjective

    distinguished by a unique or unusual quality

    Global Voices has ongoing special coverage of Syrian citizen media.

    Global Voices پوشش ویژه مداومی از رسانههای شهروندی سوریه دارد.

  • مخصوص

    adjective

    I got you something very special when I was out gift shopping.

    وقتي داشتم هديه ميخريدم ، يه چيز مخصوص برات گرفتم.

  • ترجمه های کمتر

    • استثنایی
    • مخصوصا
    • بخصوص
    • فردی
    • مختص به
    • شخصی
    • یدکی
    • منفرد
    • تک
    • منحصر (به فرد)
    • چاپ ویژه
    • چیز خاص
    • کالای ویژه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " special " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Special

Special (Lost)

+ اضافه کردن

"Special" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Special در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "special" با ترجمه به فارسی

  • تخصص گرایی · ویژه کار گرایی · ویژه کاری
  • (انگلیس) رجوع شود به specialty · اختصاص · تخصص · حرفه · دست قوی · رشته اختصاصی · شغل · ویژه کاری · ویژگی · کالای ویژه
  • (زیست شناسی) ویژش کردن · اختصاص دادن · تخصص داشتن · تخصص پیدا کردن · رجوع شود به specify · مختص کردن · مخصوص کردن · ویژه کار شدن · ویژه کاری کردن · ویژه کردن · ویژه گری کردن
  • رجوع شود به SDRs
  • علل خاص
  • دادگاه ویژه روحانیت
  • غذای ارزان در برخی رستورانها (که سابقا در بشقاب آبی سرو می کردند)
  • منطقه ویژه اداری
اضافه کردن

ترجمه های "special" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه