ترجمه "specialist" به فارسی
متخصص, ویژه کار, (ارتش آمریکا) سرباز وظیفه دارای آموزش ویژه یا فنی بهترین ترجمه های "specialist" به فارسی هستند.
specialist
adjective
noun
دستور زبان
(UK) Specialised. [..]
-
متخصص
nounexpert
So just don't leave it to the specialists and doctors and nurses.
خُب آن را فقط برای متخصصان و پزشکان و پرستاران باقی نگذاشتند.
-
ویژه کار
noun -
(ارتش آمریکا) سرباز وظیفه دارای آموزش ویژه یا فنی
-
ترجمه های کمتر
- سرباز فنی
- ویژه گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specialist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Specialist
-
متخصص
Specialist Freeborn, I'm deeply sorry for your loss.
متخصص فريبورن عميقا به خاطر از دست رفته شما متاسفم
عباراتی شبیه به "specialist" با ترجمه به فارسی
-
کارشناس امور ستادی
-
کارشناس شبکه ارتباطی
-
متخصص · متخصص پزشکی · ویژه کار
-
یگد اتفا راک زا یبایزرا صصختم
-
متخصص بازار محلی
-
متخصص کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن