ترجمه "spectacle" به فارسی
منظره, نمایش, تماشا بهترین ترجمه های "spectacle" به فارسی هستند.
spectacle
noun
دستور زبان
Something exhibited to view; usually, something presented to view as extraordinary, or as unusual and worthy of special notice; a remarkable or noteworthy sight; a show; a pageant; a gazingstock. [..]
-
منظره
nounChristophe looked on at the spectacle as though it did not concern him.
کریستف مانند یک تن بیگانه شاهد این منظره بود.
-
نمایش
nounTry not to make more of a spectacle of yourself.
سعی کن بیش تر از این نمایش اجرا نکنی.
-
تماشا
nounAny one in these vehicles is at once a spectator and a spectacle.
کسی که در این گردونه باشد هم تماشاچی است و هم مورد تماشا.
-
ترجمه های کمتر
- مضحکه
- دورنما
- نگرگاه
- چشمیار
- افتضاح
- (جمع - معمولا با: pair of) عینک
- شکوه نما
- صحنه ی تماشایی
- مراسم خیره کننده
- منظره ی خنده آور یا رقت بار
- نمایش پر شکوه
- هر چیز عینک مانند
- چشم انداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spectacle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spectacle" با ترجمه به فارسی
-
خرس عینکی; خرس آندی
-
خرس عینکی
-
عینک
-
کبوتر دریایی خالدار
-
عینک · مشخصات
-
دارای خط و خال عینک مانند · عینک زده · عینکی
-
جغد عینکی
-
دارای خط و خال عینک مانند · عینک زده · عینکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن