ترجمه "speckled" به فارسی
خالدار, منقوط بهترین ترجمه های "speckled" به فارسی هستند.
speckled
adjective
دستور زبان
Marked with dots. [..]
-
خالدار
adjectiveThe speckled fowls were so numerous that Mr. Brooke observed
شمار مرغ و خروسهای خالدار آن چنان زیاد بود که آقای بروک اظهار داشت:
-
منقوط
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speckled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "speckled" با ترجمه به فارسی
-
آلاگزنهای عینکی
-
خال · خال مخالی کردن · رگه · لک · لکه (هر بخشی که رنگ آن با زمینه فرق دارد) · لکه دار یا خال دار کردن · لکه کوچک · نقطه
-
دارشکنک سینهلکهای
-
انواع ماهی های قزل آلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن