ترجمه "speckle" به فارسی
نقطه, خال, رگه بهترین ترجمه های "speckle" به فارسی هستند.
speckle
verb
noun
دستور زبان
A small spot or speck on the skin, plumage or foliage. [..]
-
نقطه
noun -
خال
nounWith my robes I cover the speckled hen's eggs and the brindled sea shell;
با ردای خود تخم مرغها و صدفهای دریایی پر خط و خال را میپوشانم؛
-
رگه
noun
-
ترجمه های کمتر
- لک
- خال مخالی کردن
- لکه (هر بخشی که رنگ آن با زمینه فرق دارد)
- لکه دار یا خال دار کردن
- لکه کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speckle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "speckle" با ترجمه به فارسی
-
آلاگزنهای عینکی
-
دارشکنک سینهلکهای
-
خالدار · منقوط
-
انواع ماهی های قزل آلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن