ترجمه "speck" به فارسی

ذره, نقطه, لکه بهترین ترجمه های "speck" به فارسی هستند.

speck verb noun دستور زبان

(countable) A tiny spot, especially of dirt etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذره

    noun

    These little specks that you're seeing in here, they're galaxies.

    آن فاصله بين ما و آندرومدا است، درست؟ ذره هاي كوچكي كه در اينجا ميبينيد كهكشان هستند.

  • نقطه

    noun

    After a long while a lighter speck came through the dark.

    بالاخره بعد از مدتی طولانی، نقطه روشنی در میان ظلمت شب از دور نمایان شد.

  • لکه

    noun

    A whitish speck flattened against the rock does not prevent the condor from soaring aloft.

    لکه سفیدی که بر سخره عظیمی دیده شود عقاب را از پر و بال گشودن با زنمی دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • ریزه
    • خال
    • لک
    • حرف
    • خالچه
    • اتم
    • خس
    • خدشه
    • نقص
    • دانه
    • عیب
    • اندازه کم
    • بسیار کم
    • جوهر فرد
    • رنگ کم
    • لک انداختن
    • لکه دار کردن
    • مقدار کم
    • ناقص کردن
    • کوچکترین ذره
    • کک مک
    • کک مکی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speck " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "speck" با ترجمه به فارسی

  • خالدار · لک دار · لک زده · منقوط
اضافه کردن

ترجمه های "speck" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه