ترجمه "spectate" به فارسی
تماشاچی بودن, حضر وناظر بودن بهترین ترجمه های "spectate" به فارسی هستند.
spectate
verb
دستور زبان
(intransitive) to attend an event as a spectator. [..]
-
تماشاچی بودن
verb -
حضر وناظر بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spectate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spectate" با ترجمه به فارسی
-
بيننده · بیننده · تماشاچی · تماشاگر · دیدور · مراقب · ناظر
-
تماشاگر · ناظر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن