ترجمه "spectrum" به فارسی

طیف, شبح, گستره بهترین ترجمه های "spectrum" به فارسی هستند.

spectrum noun دستور زبان

Specter, apparition. [from early 17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طیف

    noun

    range of colors [..]

    And we are simply running out of spectrum.

    و به سادگی بازه ی طیف الکترومغناطیسی آنها تمام می شود.

  • شبح

    noun
  • گستره

    Or if we look in other parts of the electromagnetic spectrum,

    اگر ما به قسمتهای دیگر گستره الکترمغناطیسی غیر از نور مرئی نگاه کنیم،

  • ترجمه های کمتر

    • بیناب
    • زنجیره
    • سلسله
    • (بسامدهای صدا) بیناب صدا
    • رجوع شود به electromagnetic spectrum
    • رجوع شود به radio spectrum
    • شدت بسامد
    • طیف صدا ( sound spectrum و acoustic spectrum هم می گویند)
    • گردایهی ایدآلهای اول یک حلقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spectrum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spectrum"

عباراتی شبیه به "spectrum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spectrum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه