ترجمه "speculative" به فارسی
نظری, اندیشمند, اندیشگانی بهترین ترجمه های "speculative" به فارسی هستند.
speculative
adjective
دستور زبان
Characterized by speculation; based on guessing or unfounded opinions. [..]
-
نظری
No systems; many works. Abstruse speculations contain vertigo;
اسلوب هیچ، و عمل بسیار، مباحث نظری غامض حاوی سرگیجهاند.
-
اندیشمند
-
اندیشگانی
-
ترجمه های کمتر
- دیدمانی
- نگرورزانه
- تفکری
- گمانی
- (بازرگان یا سوداگر) اهل قمار و مخاطره
- اهل گشاد بازی
- بی باک
- تئوری (در برابر: عملی practical)
- قمار آمیز
- مربوط به اندیشه
- نگره ای
- وابسته به گمان پردازی یا حدس و قیاس
- پر مخاطره
- پی جو
- گمان پردازانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speculative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "speculative" با ترجمه به فارسی
-
خرد ناب
-
(با حدث و قیاس) فکر کردن · (درباره ی جنبه های مختلف چیزی) اندیشیدن · (سهام یا زمین و غیره) خرید و فروش کردن · بنداری کردن · خرد پردازی کردن · در شگفت ماندن · دست به قمار زدن · رهن گذاردن · زمین بازی کردن · عبادت کردن · نشخوار کردن · نگرورزی کردن · گرو گذاشتن · گمان بردن · گمان پردازی کردن · گمان کردن · گمانه زنی کردن
-
نظری
-
بازرگانی که معاملات قماری می کنند · زمین خوار · محتکر
-
ادبیات گمانهزن
-
سفته بازی
-
تخمین · تصور · تعمق · تفکر · جرات · جسارت · حدس · حدس و قیاس · خرد پردازی · خرید و فروش · ریسک · زمین بازی · سرمایه گذاری مخاطره آمیز (ولی با احتمال سود زیاد) · سفته بازی · ظن · عبادت · فرض · مبادرت · مخاطره · مضاربه · معاملات سهام · نگرورزی · پیش بینی · پیش سنجی · گمان · گمان پردازی · گمانه زنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن