ترجمه "speculator" به فارسی

محتکر, بازرگانی که معاملات قماری می کنند, زمین خوار بهترین ترجمه های "speculator" به فارسی هستند.

speculator noun دستور زبان

(business, finance) One who speculates; as in investing, one who is willing to take volatile risks upon invested principle for the potential of substantial returns. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محتکر

    noun

    Mrs. Elsing hated to take his money speculator money but the Association needed money badly.

    خانم السینگ دریافت پول را از این مرد صلاح نمیدانست پول یک محتکر ولی انجمن بالاخره خیلی به پول نیازمند بود .

  • بازرگانی که معاملات قماری می کنند

  • زمین خوار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " speculator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "speculator" با ترجمه به فارسی

  • خرد ناب
  • (با حدث و قیاس) فکر کردن · (درباره ی جنبه های مختلف چیزی) اندیشیدن · (سهام یا زمین و غیره) خرید و فروش کردن · بنداری کردن · خرد پردازی کردن · در شگفت ماندن · دست به قمار زدن · رهن گذاردن · زمین بازی کردن · عبادت کردن · نشخوار کردن · نگرورزی کردن · گرو گذاشتن · گمان بردن · گمان پردازی کردن · گمان کردن · گمانه زنی کردن
  • نظری
  • ادبیات گمانهزن
  • سفته بازی
  • (بازرگان یا سوداگر) اهل قمار و مخاطره · اندیشمند · اندیشگانی · اهل گشاد بازی · بی باک · تئوری (در برابر: عملی practical) · تفکری · دیدمانی · قمار آمیز · مربوط به اندیشه · نظری · نگره ای · نگرورزانه · وابسته به گمان پردازی یا حدس و قیاس · پر مخاطره · پی جو · گمان پردازانه · گمانی
  • تخمین · تصور · تعمق · تفکر · جرات · جسارت · حدس · حدس و قیاس · خرد پردازی · خرید و فروش · ریسک · زمین بازی · سرمایه گذاری مخاطره آمیز (ولی با احتمال سود زیاد) · سفته بازی · ظن · عبادت · فرض · مبادرت · مخاطره · مضاربه · معاملات سهام · نگرورزی · پیش بینی · پیش سنجی · گمان · گمان پردازی · گمانه زنی
اضافه کردن

ترجمه های "speculator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه