ترجمه "speedy" به فارسی
سریع, چابک, تند بهترین ترجمه های "speedy" به فارسی هستند.
speedy
adjective
verb
دستور زبان
Characterized by a rapid or swift motion. [..]
-
سریع
adjectiveBut the hindrance thrown in the way of a very speedy intimacy
اما در این نوع صمیمی شدنهای خیلی سریع مشکلاتی هم وجود دارد.
-
چابک
adjectivethank you, speedy. thats great
مرسي ، چابک ، عاليه
-
تند
adjective
-
ترجمه های کمتر
- عجول
- تندرو
- فرز
- تندکار
- سیز
- چالاک
- چست
- زود عمل
- سریع العمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " speedy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "speedy" با ترجمه به فارسی
-
تندی · سرعت · شتاب · عجله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن