ترجمه "spermary" به فارسی
بیضه, خایه, زام ساز بهترین ترجمه های "spermary" به فارسی هستند.
spermary
noun
دستور زبان
An organ in which spermatozoa are developed; a sperm gland; a testicle.
-
بیضه
noun -
خایه
noun -
زام ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spermary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن