ترجمه "spermatic" به فارسی

خاگی, تخمی, زامی بهترین ترجمه های "spermatic" به فارسی هستند.

spermatic adjective دستور زبان

producing, conveying or containing sperm; seminiferous [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاگی

  • تخمی

  • زامی

  • ترجمه های کمتر

    • نرابی
    • بیضه ای
    • نطفه ای
    • وابسته به منی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spermatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spermatic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spermatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه