ترجمه "spheric" به فارسی
اسمانی, کروی بهترین ترجمه های "spheric" به فارسی هستند.
spheric
adjective
noun
دستور زبان
Spherical. [..]
-
اسمانی
-
کروی
Today we don't need one million light bulbs to create a spherical display.
امروزه برای ساختن یک صفحه ی نمایش کروی یک میلیون لامپ به کار نمی بریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spheric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spheric
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Spheric" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spheric در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "spheric" با ترجمه به فارسی
-
ويروس باسيلمانند تونگروي برنج · ويروس گرد تونگروي برنج · ویروس تونگروی برنج
-
سه گوشه ی کروی · مثلث کروی
-
حالت کروی · کروی بودن · کرویت · گوی سانی
-
گاو کروی
-
هندسه کروی · هندسه ی کروی (ها)
-
مثلثات کروی
-
چند بر کروی · چند ضلعی کروی
-
(نجوم قدیم - ستاره خوانی) مدار اجرام سماوی به دور زمین (spheric هم می گویند) · به شکل کره · سپهری · مدور · وابسته به ستارگان یا سیارات · کره دیس · کروی · گوی سان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن