ترجمه "spicy" به فارسی
تند, جالب, گیرا بهترین ترجمه های "spicy" به فارسی هستند.
spicy
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or containing spice. [..]
-
تند
adjectivecontaining spice
Just like a spicy taco kind of pain, but I haven't eaten any spicy tacos.
يه جور دردي مثل ساندويچ تند خوردن ما ساندويچ تند نخوردم
-
جالب
adjectiveIt's been a long time since I've eaten such spicy and tasty vegetables.
مدت زيادي ميشه از وقتي که من در اين بشقابهاي جالب و با سليقه تهيه شده غذا نخوردم.
-
گیرا
-
ترجمه های کمتر
- (کمی) زننده
- (کمی) هرزه یا مستهجن
- ادویه دار
- بوزار دار
- دیگ افزار دار
- هیجان انگیز
- پر ادویه
- چاشنی مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spicy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spicy" با ترجمه به فارسی
-
ادویه جات · تند وتیزی · تندی · جلفی · زنندگی · عطاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن