ترجمه "spider" به فارسی

عنکبوت, تارتنک, تارتن بهترین ترجمه های "spider" به فارسی هستند.

spider verb noun دستور زبان

Any of various eight-legged, predatory arthropods, of the order Araneae, most of which spin webs to catch prey. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنکبوت

    noun

    arthropod [..]

    It is an ancient creature we spiders fear above all others.

    اون يه موجود باستانيه که ما عنکبوت ها بيشتر از همه ازش مي ترسيم.

  • تارتنک

    noun

    arthropod [..]

  • تارتن

  • ترجمه های کمتر

    • رتیل
    • کارتنه
    • سیار
    • سرگردان
    • (جانورشناسی) تنندو
    • انواع ابزار دارای چندین پایه
    • عنکبوت (ابهامزدایی)
    • ماهی تابه ی چدنی
    • کارتنک (انواع حشرات راسته ی Araneae و رده ی Arachnidae)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spider " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spider"

عباراتی شبیه به "spider" با ترجمه به فارسی

  • خرچنگهای معمولی
  • عنکبوتهای سیاهگوش
  • بیوه سیاه جنوبی
  • تار عنکبوت
  • (جانورشناسی) تارتنک (عنکبوت) بزرگ نواحی حاره (Heteropoda venatoria)
  • (جانورشناسی) تارتنچه (تیره ی Tetranychidae راسته ی Acariformes که گیاهخوارند)
  • عنکبوت خرچنگی
  • کارتنه، کرتنه، ، پرده ٔ عنکبوت . بیت عنکبوت . نسج عنکبوت . کارتنک . دهنه . تنیده ٔ عنکبوت . دام عنکبوت . تنسته . کره . کرتینه . ابرکاکیا. ابرکاکیاب . ابرکاکیان . کناغ
اضافه کردن

ترجمه های "spider" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه